مدیریت قطعات یدکی
هدف از مدیریت قطعات یدکی این است که اطمینان حاصل شود که قطعات یدکی و منابع در جای مناسب (که در آن قسمت، قطعه شکسته قرار دارد) و در زمان مناسب تأمین شوند. این یک سیستم مدیریتی نسبتاً پیچیده است به این دلیل که:
- این قطعات یدکی ممکن است هرگز استفاده نشوند،
- این قطعات ممکن است به درستی نگهداری نشوند، که منجر به بروز نقص پس از نصب میشود،
- حفظ موجودی قطعات یدکی هزینه های مرتبط دارد، و
- قطعاتی که طبق برنامهریزی انجام شده قرار است توسط تأمین کننده تحت قرارداد منعقد شده تهیه شود ممکن است زمانی که مورد نیاز است در دسترس نباشند.
مدیریت قطعات یدکی موضوع مهم اقتصادی بوده است و گاهی اوقات شرکتها میتوانند تلاش کنند همه قطعات یدکی مورد نیاز را در دسترس قرار دهند که حجم زیادی از موجودی انبار ایجاد میشود، در نتیجه بخشی از آنها بدون استفاده میماند. مدیریت قطعات یدکی موثر شامل توالی تأمین بهینه میباشد که قطعات یدکی را به موقع فراهم کنند، موجودی انبار را بهینه سازند، زباله را به نحوی امن برای حفظ محیط زیست دفع کنند و هزینه های کلی تأمین را کاهش دهند.
هنگام شروع به کار کارخانجات جدید، مهم است که انبار اولیه حاوی مهمترین قطعات یدکی ساخته شده باشد که ممکن است نبود آنها به توقف طولانی خط تولید منجر شود. بنابراین پس از نصب و راهاندازی، تیمی باید تشکیل شود تا بر روی دفترچههای راهنما و توصیههای تولیدکنندگان برای قطعات یدکی تجهیزات حیاتی متمرکز شوند. پس از تنظیم لیست تجهیزات مختلف، قطعات یدکی را باید مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و مطابقت داده شوند، به عنوان مثال، بیرینگهای مشابه ممکن است در چند دستگاه مختلف نصب شوند. بهترین شیوه کار نشان میدهد که تدوین هوشمندانه و کدگذاری قطعات منتخب و پشتیبانی نرم افزاری کمک میکند تا یک پایگاه داده منحصر به فرد با فیلترهای مختلف به منظور یافتن قطعات یدکی مشترک و تعیین انبار بهینه ایجاد شود. البته، قطعات یدکی استراتژیک و منحصر به فردی وجود خواهند داشت که باید برای حتی یک دستگاه واحد عرضه شوند.
در کارخانجات قدیمی، همانند کارخانجات جدید سوالات بسیار مهم عبارتند از:
- آیا باید این قطعه یدکی در انبار باشد؟
- تعداد مناسب این اقلام که باید در انبار نگهداری شود چه مقدار است؟
هنگامی که تصمیم میگیریم قطعات یدکی باید تأمین شوند، سوالات زیر باید در نظر گرفته شود:
- آیا این تجهیز برای خط تولید بسیار مهم است؟
- آیا میتوان این قطعه را در صورت خراب شدن تعمیر کرد؟
- آیا میتوان از قطعه یدکی مشابه با اندک اصلاحاتی استفاده کرد؟
- آیا هزینه تعمیر در رابطه با قطعه جدید و هزینه های تولید از دست رفته توجیه دارد؟
- آیا میتوان آن قطعه را در داخل ساخت (کیفیت، هزینهها، زمان، تولید از دست رفته چقدر است)؟
- آیا میتوان آن قطعه را در انبار تأمین کننده نگهداری نمود (با تنظیم قرارداد خاص)؟
- در صورتی که قطعات یدکی سرمایه بر هستند، زمان تحویل آن چقدر است؟
فرآیندهای مختلف باید به منظور مدیریت قطعات حیاتی، قطعاتی که خط تولید متکی بر آن است، و قطعات مصرفی، قطعاتی که در خط تولید (مانند پیچ و مهره، آببندهای ساده) مهم نیستند انجام پذیرد.
تمرکز اصلی کنترل موجودی انبار باید بر روی اقلام فعال و خیلی حیاتی باشد.
پشتیبانی مفید در این مورد این است که یک زنجیره تأمین خوب، چابک و سازمان یافته داشته باشیم و برخی قطعات که معمولاً مورد استفاده قرار میگیرند در انبار تأمینکننده نگهداری شود (مانند بیرینگها، آببندها، برخی روغنها و گریسها، مواد مصرفی، الکتروموتورهای کوچکتر، ورقهای فلزی و غیره)
تجزیه و تحلیل موجودی قطعات یدکی بر اساس ویژگیهای مختلف از جمله تعداد دفعات استفاده، ارزش مصرف سالانه، حساسیت، زمان انجام کار، و قیمت واحد ضروری است. تجزیه و تحلیل موجودی انبار موادی که معمولاً استفاده میشود عبارتند از:
1) تجزیه و تحلیل FSN (بر اساس دفعات صدور/ استفاده)
2) تجزیه و تحلیل ABC (بر اساس زمان انجام کار)
3) تجزیه و تحلیل VED (بر اساس اهمیت)
4) تجزیه و تحلیل SDE (بر اساس مصرف)
5) تجزیه و تحلیل HML (بر اساس قیمت واحد)